نيازمند صرف زمان، انرژي و منابع مالي است. افراد بايد فرصتي را براي فراغت از کار جاري و تفکر در زمينه هاي موجود و قابليتهاي جديد داشته باشند. آنها همچنين نيازمند مهارتهاي جديد و سيستم هايي هستند که انديشه و همکاري را مورد پشتيباني قرار دهد. نوآوري امري حياتي براي بقا در آينده است، اما چنين چيزي به سرمايه گذاري امروز ما در اين مورد بستگي دارد.
استراتژي :
در جايي که افراد فکر مي کنند بايد بدون هيچ چارچوبي بينديشند، مشکل ايجاد مي شود. افراد کم کم باور مي کنند که هيچ قانوني، هيچ حدومرز و هيچ محدوديتي نبايد براي تفکر وجود داشته باشد. اين باور با ديدگاه توليدگرا (تفکر در راستاي توليد) در تناقض است و عقايد جدا از هم که هيچ مقصودي را دنبال نمي کند، ايجاد مي کند. البته يک در ميليون ممکن است ايده هاي مولدي نيز پديد آيند اما از لحاظ صرفه اقتصادي توجيه پذير نخواهند بود.
اگر بخواهيم به گونه اي اثربخش تر عمل کنيم بايد بر خلاقيت در داخل محدوده استراتژي تعريف شده سازمان تمرکز کنيم. البته، چنين استراتژي علاوه بر تبيين ماموريت اصلي سازمان بايد محيط مناسب و وسيع براي بروز افکار بيشتر در محدوده هاي مرتبط باشد.
کنکاش همه جانبه: عقايد بيان نشده بسياري در سازمان وجود دارد که منتظر ظهور هستند. باوجود اين، براي يافتن خلاقيتهاي جديد و صحيح، سازمانها بايد به خلق يک پيشرفت چشمگير بپردازند. اين پيشرفت نيازمند فرايندي است که خارج و داخل، مشتريان، فراهم کنندگان مواد اوليه و رقبا، تغييرات جمعيت شناختي، روندها، محيط اقتصادي، قوانين و مقررات و محيط سياسي را مورد بررسي قرار دهد. ابداعي که با جلسات طوفان مغزي داخلي انجام مي شود هيچگاه به بروز نتايج مفيدي فراتر از محدوده مکاني خويش منجر نخواهد شد.
تنوع و تفاوت : تنوع، تفاوتي است که بين افراد مختلف وجود دارد و اينکه عجب اين فکر تا به حال به ذهن من نرسيده بود. در گذشته اي نه چندان دور، تيم هاي چندوظيفه اي به تنوع و تفاوت منجر مي شدند. امروزه، آنها اهميت سابق را در ايجاد تنوع ندارند و ايجاد تنوع و تفاوت از طريق تمرکز داوطلبانه بر روشهاي تفکر مخالف و متفاوت، تجربه هاي سازماني، ارائه ديدگاهها و نظرات تخصصــي در مورد يک فرصت يا مسئله چالشي، مورد تاکيـد است. فرايند نوآوري بايد شامل همکاري واحدهاي وظيفه اي، تمامي جنسيتهـا، ســـــن هاي مختلف، نژادهاي گوناگـون، تمامي روشهاي تفکر، همين طور سهامداران، مشتريان، فراهم کنندگان مواد اوليه و رقبا شود.
ابزار و معيارهايي براي اندازه گيري پيشرفت : در يک محيط سالم براي نوآوري، ايده هاي بيشتري نسبت به آنهايي ارائـه مي گردد که مــي توانند اجرايي شوند و به کار آيند. اين موضوع مي تواند به بار اضافي و بروز اشکال در کار تيم منجر گردد مگر آنکه سازوکاري براي منظم سازي و اولويت بندي ايده ها وجود داشته باشد. ايجاد معيارهايي راهنما براي سنجش قبل از ورود به حالت ايــده پردازي مي تواند ابزاري منطقي و عقلايي جهت ارزيابي ايده ها در کنارگذاردن ايده هاي نامناسب که با معيارها مطابقت ندارند را فراهم سازد.
آموزش و مربيگري : اشتباهي که سازمانها اغلب مرتکب مي شوند اين است که فرض مي کنند تيم ها همانند ساير تيم هاي پروژه اي هستند. در بررسي صورت گرفته اخير توسط شبکه نوآوري، نتايج حاکي از آن بود که افراد به طور متوسط 3/7 مورد نوآوري در پروژه ها برحسب سال داشته اند. باوجود اين، تنها 21 درصد پاسخگويان در مورد چگونه مشارکت در يک تيم نوآوري آموزش ديده بودند و کمتر از 10درصد آموخته بودند که واقعاً